گوگن مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 7
ضعیفعالی 

شرح کامل خبر / مقاله

غیراز هنر که تاج سر آفرینشست بنیاد هیچ منزلتی پایدار نیست

پل گوگن

زندگی پل گوگن.نقاش پر نقش در تاریخ نقاشی جدید............

 

پول گوگن

در تاریخ نقاشی جدید «پول گوگن» مثل «وان گوك» نقش بزرگی
بازی كرده است، در اینجا گوشه ای از زندگی این نقاش معروف
را كه در هیج جاه نخوانده اید از نظر شما می گذرانیم.
... گوگن آمده بود در دیپ تا از مناظر تخته سنگ های اطراف
آن نقاشی نماید، لباس عجیب و غریب و غیر مأنوس و حركات غیر
عادی او مرا بیش از اینكه به او نزدیك نماید از او دور می
كرد، ولی بعدها كه من به روح نسل جدید پی بردم نقاشی ها و
طرز رفتار گوگن بیش از پیش مرا نسبت به این مرد علاقمند
نمود.
در پاریس، كوچه نتردام، شماره 56، پلاكی وجود دارد كه نشان
می دهد گوگن در 7 ژوئن سال 1848 متولد گردیده است.
مادر بزرگ گوگن به نام فلورا تریستان نویسنده و دوست صمیمی
ژرژسان بود، مادر گوگن در پرو متولد گردید ولی اصلیت او
اسپانیایی است، پدر گوگن بنام كلولس گوگن به عنوان روزنامه
نگار فرانسوی در آمریكای جنوبی عاشق مادر گوگن گردید و چون
كلولس گوگن از مخالفین ناپلئون سوم بود، در دماغه ماژلان
به طریق مرموزی به قتل رسید و گوگن در سه سالگی یتیم شد.
گوگن پس از فوت پدر به اتفاق مادر و خواهرش به لیما رفت و
در ویلای بزرگ عموی خود در كشور پرو اقامت گزید، چهار سال
اقامت در پرو خاطرات شیرینی در مخیله گوگن باقی گذارد به
طوری كه همواره می گفت: \"من هنوز خاطرات پرو، خانه بزرگ،
كلیسای زیبا با گنبد چوبی، كلفت سیاهی كه از من پذیرایی می
كرد و نوكر چینی كه با دقت لباسهای ما را اطو می نمود را
همواره به یاد دارم.\"
در سال 1855 گوگن پس از مراجعت به فرانسه، وارد آموزشگاه
دینی اورلئان گردید.
در سن 17 سالگی وقتی تحصیلات او خاتمه پذیرفت در یكی از
كشتی های تجاری استخدام و به ریودوژانرو رفت، وقتی از این
سفر مراجعت نمود، مادرش فوت كرده و خانه شخصی آنها در سن
گلود آتش گرفته بود و همچنین خواهر او نیز با یك مرد
ثروتمند اهل كشور كلمبیا ازدواج نموده بود، گوگن بی پول،
بی پارتی و بی پشت و پناه به یكی از دوستان قدیمی خود پناه
برد.
وی او را به رئیس یكی از بانك ها معرفی و رئیس بانك نیز
گوگن را به عنوان كارمند بانك استخدام كرد، پس از آن دیگر
مسافرت های دور و دراز گوگن را جذب نكرد و او به یك زندگی
ساده بورژوازی رضای بود.
تمام اعضای بانك از طرز كار، دقت و دیسیپلین او رضایت
داشتند و در نتیجه وضع گوگن روز به روز بهتر می گردید.
در بانك گوگن با مردی به نام «امیل شوفنكر» آشنا و دوست
شد، امیل شوفنگر در محله مونت پارناس كارگاهی داشت كه
عصرها پس از اینكه از بانك فراغت حاصل می كرد در این
كارگاه به نقاشی می پرداخت، معاشرت دائمی گوگن با امیل
شوفنگر علاقه گوگن را نسبت به نقاشی زیاد كرد، در سال 1873
بود كه معاشرت گوگن با امیل شوفنگر سرنوشت گوگن را كاملاً
تغییر داد، زیرا شوفنگر موفق گردید كه نه فقط به گوگن
نقاشی بیاموزد بلكه ذوق هنری او را بپروراند.
در همین اوان دو دختر دانماركی برای اقامت موقت به پاریس
آمدند و در همان پانسیونی كه گوگن اقامت داشت اقامت
گزیدند، یكی از آن دو به نام «میت گاد» مورد علاقه گوگن
واقع گردید، در این موقع گوگن که جوانی خوش اندام و باهوش
بود، كم كم به فکر ازدواج افتاد، مراسم ازدواج آنها در
نوامبر سال 1873 در كلیسای لوتر منعقد گردید.
یك زندگی زناشوئی آرام بین گوگن و زوجه دانماركی او شروع
شد و دارای فرزندانی شدند.
گوگن بعد از ظهرها برای تماشای نمایشگاه های نقاشی
هنرمندانی نظیر برن هایم ولارد به خیابان لافیت می رفت و
خود نیز برای خالی نبودن عریضه به تشویق شوفتكر  گاهگاهی
به نقاشی می پرداخت، یك روز شوفنكر ناگهان مشاهده كرد كه
قریحه گوگن در نقاشی بی نظیر است و همین امر سبب می گردد
كه هر وقت شوفنكر برای نقاشی مناظر طبیعی به اطراف پاریس
می رفت گوگن را با خود می برد.
در سال 1876 گوگن با شك و تردید تصمیم گرفت یكی از
تابلوهای خود را برای قضاوت به سالن نقاشی پاریس بفرستد.
چند هفته پس از آن با تعجب مشاهده کرد كه ژوری سالون نقاشی
پاریس -همان ژوری كه تابلوهای نقاشیهای امپرسیونیست امثال
سزان را رد كرده بود- تابلوی گوگن را قبول كرده است.
این موضوع گوگن را وادار نمود كه فعالیت خود را در بانك
شدت دهد و در اثر رفت و آمد در بورس پاریس و معاملات
تجارتی دیگر وضع مالی گوگن روز به روز بهتر گردید و همین
امر سبب شد كه گوگن بتواند آپارتمان بهتری نزدیك كارگاه
نقاشی و مجسمه سازی اجاره نماید.
اجاره این آپارتمان كاملاً مقدرات و سرنوشت گوگن را به طرف
عالم هنر كشاند، زیرا در این آتلیه بود که گوگن یك روز با
پیسارو نقاش معروف آشنا گردید.
پیسارو در ملاقات های دوم و سوم به نبوغ خارق العاده گوگن
پی برد و به او پیشنهاد کرد كه برای پیشرفت بیشتر چهره های
بانكداران را نقاشی نماید، گوگن نقاشی صورت پورتره را
ابتدا از اعضای فامیل خود شروع نمود.
كم كم خودش یك آتلیه خصوصی به وجود آورد، از این تاریخ به
بعد گوگن فقط به نقاشی چهره های لخت مخصوصاً‌ چهره های لخت
زنان علاقمند گردید و به قدری در این فن پیشرفت كرد كه
هیوزمان نویسنده معاصر درباره گوگن می نویسد:
\"در بین نقاشان معاصر كه سعی دارند چهره های لخت مادرزاد
را نقاشی نمایند هیچكدام نتوانسته اند از لحاظ مهارت،
استادی و دقت به پای گوگن برسند.\"
بحران زندگی گوگن، یعنی بحران نقاشی او، دو سال پس از این
اظهار عقیده رسمی شروع می گردد.
در حوالی سال 1883 درست موقعی كه 35 سال از سن گوگن می
گذشت نامبرده یك روز ناگهان شغل پردرآمد خود را با تمام
مزایای اجتماعی ترك و تصمیم گرفت كه تمام وجود خود را صرف
عالم نقاشی و هنر نماید.
می گویند روزی كه گوگن این تصمیم را می گیرد عده زیادی از
بانكداران برای مشورت بانكی به محل كار گوگن رفته بودند،
ناگهان گوگن مانند دیوانه ها از وسط آنها بلند شده می
گوید: \"من از امروز به بعد هر روز فقط نقاشی خواهم كرد و
زندگی خود را تا موقعی كه خواهم مرد فقط وقف عالم هنر
خواهم نمود.\"
از آن تاریخ گوگن اعتنائی به پول و مادیات نداشت، وضع
زندگی مادی او روز به روز بدتر شد، معلوم نبود نهار و شام
زن و فرزندان وی از كجا باید تأمین گردد، علاوه بر این از
نظر اخلاقی نیز دمدمی مزاج گردید، سرانجام تصمیم گرفت كه
پاریس را ترك نماید، در دانمارك گوگن مدتی با تدریس زبان
فرانسه امرار معاش می نمود.



(قسمت دوم)

همانطوریكه در تمام موارد پول و مادیات باعث اختلافات
زناشوئی می گردد بالاخره همین امر باعث جدائی گوگن و زوجه
او شد، گوگن در ژوئن سال 1885 پسر 6 ساله خود «كلویس» را
برداشته و زن و چهار فرزند دیگر خود را ترك و به پاریس
مراجعت نمود.
زندگی رقت بار گوگن را پس از مراجعت به پاریس از نامه هائی
كه برای زوجه خود می نوشت، می توان درك نمود، اینك نمونه
ای از این نامه‌ها:
\"وقتی كلویس پسر من آبله گرفت و تب شدید او را ناتوان نمود
فقط 20 شاهی موجودی جیب من بوده است و سه روز است كه من و
كلویس با نان خشك خالی تغذیه می كنیم، تازه همین نان خشك
را از كهنه فروش نسیه خریداری می نمایم.
الان دو هفته است كه برای اینكه كلویس از گرسنگی نمیرد با
قبول حقوق روزانه پنج فرانك در روز اعلان روی دیوارها می
چسبانم.\"
مسافرت و اقامت گوگن به ناحیه بریتانی تحول بزرگی در كار
گوگن به وجود آورد، می گویند مكتب پون آون را گوگن در همین
منطقه به وجود آورده است، در همین موقع بود كه گوگن با یك
عده از نقاشان دیگر نظیر مونفرد، سروزمه، لاوال و امیل
برنارد بر علیه امپرسیونیسم اقدام می كنند.
گوگن از نقاشانی بود كه عقیده داشت نقاشی باید جنبه بین
المللی داشته باشد.
در سال 1888 گوگن به پاریس مراجعت كرد و در خانه شافنكر
اقامت گزید، در همان اوان برادر ونسان وان گوگ كه تئو نام
داشت خدمتگذار یكی از تجار فروش تابلوهای نقاشی به كارهای
گوگن علاقمند شده و از كارهای او یك نمایشگاه نقاشی تشكیل
داد.
سرانجام گوگن مجدداً به بریتانی مراجعت و به نقاشی مناظر
طبیعی و پورتره پرداخت.
گرچه وان گوك و گوگن هیچكدام به هدف یا متد فكری و هنری
یكدیگر آشنایی نداشتند ولی مع الوصف با هم دوست شدند.
گوگن بالاخره پس از دو ماه اقامت در منطقه آرل به منطقه
پروانس می رود، در منطقه آرل گوگن در كنار وان گوك به
نقاشی می پردازد، باید دانست كه نبوع وان گوك بر گوگن می
چربید ولی گوگن خیلی باهوش تر از وان گوك بود، اختلاف
سلیقه و عقیده بین این دو نقاش بالاخره یك روز به صورت
علنی ظاهر گردید، ماجرای قضیه از این قرار است که یك روز
كه وان گوك و گوگن هر دو در كافه ای نشسته بودند، مشاجرات
لفظی آنها به حدی شدت می یابد كه وان گوك عصبانی شده و
محتویات گیلاس مشروب خود را به صورت گوگن پرتاب می كند،
آنها فردای آن روز با هم آشتی می نمایند ولی وان گوك به
قدری از دست گوگن عصبانی بود كه تصمیم به قتل او می گیرد،
گوگن در این مورد می نویسد: \"یك شب از میدان ویكتور هوگو
عبور می نمودم، ناگهان مشاهده كردم كه شخصی با عجله و سریع
از پشت سر مرا تعقیب می كند وقتی سر خود را بر گرداندم با
تعجب دیدم كه وان گوك است، او در حالیكه یك تیغ سلمانی تیز
در دست دارد به طرف من حمله ور شد.\"
گوگن تیغ سلمانی را از دست وان گوك نمی گیرد، بعداً كه هر
دو به هتل محل اقامت خود مراجعت می كنند ناگهان وان گوك
تیغ سلمانی را برداشت و گوش خود را با دست خود می برد تا
بدین وسیله به گوگن بفهماند كه رنج روحی برای وان گوك بیش
از رنج جسمی است.
پس از این جریان وان گوك در بیمارستان آرل بستری شد و گوگن
به پاریس مراجعت نمود، در پاریس این بار گوگن با محافل
سمبولیست معاشرت می كرد، در كافه ولتر معمولاً گوگن سر میز
اشخاصی مانند مالارمه مورتاس و پل ورلن دیده می شد و پیش
این محافل افكار و تئوری خود را تبلیغ می نمود.
در ماه آوریل سال 1891 پل گوگن به جزایر تاهیتی سپس به
سایر جزایر اقیانوسیه مسافرت كرد و بیشتر آثار قیمتی گوگن
در همین جزایر به وجود آمده است.
با این وصف همه جا بی پولی و فقر گوگن را رنج می داده است
و در تمام نامه ها از فقر مادی ناله می كرده است.
در 3 اوت سال 1893 گوگن به مارسی سپس به پاریس مراجعت كرد
و تابلوهای نقاشی خود را كه در تاهیتی كشیده بود در
نمایشگاه دوراندروئل به معرض تماشای مردم گذاشت.
44 تابلوی او كه از شاهكارهای هنری به شمار می روند در این
نمایشگاه به مورد نمایش گذارده می شود، نرخی كه گوگن برای
این تابلوها تعیین كرده بود به قدری زیاد بود كه كسی جرأت
خرید آن را نداشت، ولی اهالی پاریس استقبال بزرگی از
تابلوهای او به عمل می آوردند، اقامت گوگن در پاریس زیاد
طولانی نبود به زودی گوگن به اتفاق یكی از مدلهای خود به
نام آنای جاوه ای به پون آون می رود، آنا دختری فوق العاده
زیبا و از آن تیپ هائی بود كه گوگن تا آخر عمر رها نمی كرد
ولی یك شب بین گوگن و افراد دیگری كه به آنا نظر خاصی
داشتند دعوای شدید در گرفت، در این دعوا گوگن به سختی زخمی
شد و آنا تمام دارائی گوگن را دزدیده فرار اختیار كرد،
بدین طریق وفای گوگن و زیبائی آنا ماجرای دردناكی را به
بار آورد.
این پیش آمد گوگن را از بریتانی و پاریس بیزار كرد و تصمیم
گرفت مجدداً به اقیانوسیه و تاهیتی مراجعت نماید.
گوگن برای فروش تابلوهای جدید خود نمایشگاه دیگری تشكیل می
دهد ولی این بار با عدم موفقیت روبرو می شود و وضع مادی او
به قدری خراب می گردد كه هر روز و هر شب برای ارتزاق به
منزل رفقا و دوستان می رفت.
وی بالاخره به كمك یكی از دوستان با یك كشتی تجارتی خود را
به تاهیتی رسانید این بار وی تصمیم می گیرد كه با طبیعت
هماهنگ شده دور از تمدن با بومیان به سر برد.
در دعوای كونكارنو گوگن زخمی برداشته بود كه این زخم در
تاهیتی مجدداً گل می كند و تبدیل به مرض خطرناكی می شود كه
مدتهای مدید این نقاش با قریحه را آزار می داده است.
بعد از این پیش آمد گوگن روزنامه ای علم می كند و شروع به
انتقاد از دولت وقت می کند، بالاخره از تاهیتی خارج شده به
جزیره مارگیز می رود.
در جزیره مارگیز گوگن وضع راحتی داشت و اگر به كشیدن مرفین
معتاد نمی شد سالهای متمادی عمر می كرد.
گوگن بیش از تمام هنرمندان جهان سختی كشید و به بیماری های
مختلفی گرفتار شد.
گوگن را نقاش لعنت شده نام نهاده بودند، غرور و تكبر گوگن
بی حد و حصر بود، وقتی فوت كرد هیچكس به كمك او نشتافت،
تنها و بی پشت و پناه به درود زندگانی گفت.
این بود ماجرای یكی از هنرمندترین نقاشان جهان كه در مسیر
نقاش هنرمند دیگری مانند وان گوك قرار گرفته بود.

امیدوارم خوشتون بیاد

 

افزودن نظر



کد امنیتی
بازنشانی

آخزین آثار ارسالی کاربران